خرید بک لینک

درباره سایت

امکانات وب

چند وقته انقد خسه میشم ظهرا که میخوابم ، شبا هم ساعت ۹که میشه دیگه به زور چشامو باز نگه میدارم ، ساعت ۱۰ خوابم ... واسه همینم زیاد اس و ز نمیدیم ...احسان خیـلی شاکیه . بخدا دست خودم نیست احسان :(

دیگه بعد از ۴-۵ روز نق زدنای احسان که واسم وقت نداریو عوض شدیو سرد شدی ... دیشب تصمیم گرفتم تا جاییکه میتونم بیدار بمونم ، واسه همین نشستم تمرینهای آمار رو انجام دادن تا احسان بیاد ، آخه خونه داییش اسباب کشی بود رفته بود کمک ، برق هم اتصالی کرده بود احسان وصلش کرد ... دیگه شب ساعت ۱۲رب کارش تموم شد ... از ساعت ۱۱ونیم بهم گفت مریم اگه خوابت میاد بخواب من دیر میام .. منم گفتم تا هروقت بیای بیدار میمونم عجله نکن . بعد که اومد خونه

" اس داد : دس صورتم بشورم شام بخورم بیام اگه خوابت میاد شام نمیخورم

من : نه اصلا اصلا ، شام هم زیاد بخور من بیدارم "

دیگه تا ساعت ۱اس دادیم بعد هم خوابیدیم .

برچسب: نویسنده: سینا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 7 آذر 1398 ساعت: 8:26

صفحه بندی